تلخ ، شيرين ، سخت ، غمگين ، تنها گذشت ، و گاهى هم نگذشتاولين سال كه وبلاگم باز شد غمگين ترين ابتدا رو در خودم حس مى كردم
به دنبال فرار بودم ، فرار از قلب همين دنيا ، يعنى قلب دنيا كجا بود ؟؟؟؟؟؟احتمالا همين جاييه كه وايسادم ....خيلى وقتا زمين خوردم تا بزرگ شدم .... حالا يه عمر گذشته اما بلند شدم . يك عمر يعنى به تعداد همه ثانيه هايى كه از دست دادى...درسته جاى زخمات گاهى خوب نمى شه ولى ميشه فراموش كرد فقط به پشت سرت نگاه نكن ..... من دارم كوچ مى كنم !!!!!مى بينى چقدر اينجا عوض شده ! زمانى سر و
برچسب:
نویسنده: آریا امینی